در راستای آزمایشی برای مسئله ای با یک مجهول.
به این نتیجه رسیدم:
باید که نباید!
به همین سادگی.
هنوز خطای این آزمایش را محاسبه نکرده ام. امیدوارم خطایش به بی نهایت میل کند هر چند که بعید می دانم. البته احتمال بعید بودنش را نیز تقریبا" کمتر از یک دوم می دانم...
+ چه شد آخر جواب این مسئله ؟!
باید باید!
یا
باید که نباید!
+ برگشتم به این دنیای مجازی...
+می دانی!داشتم به این فکر می کردم تا هستی هستند، وقتی بروی آن ها هم خواهند رفت.نه همه شان بلکه اکثرشان. تنها عده ی کمی باقی خواهند ماند. شاید هم دلیلی ندارد ماندنشان...
+ نوشته بودم که بگذارمشان ، از حس و حال آن روز، اما باشد این یکی برای خودم. هر چند که تنها یک نفر دیگر هم خبر دارد...
+ چقدر حال عجیبی بود،خواب بود یا رویا بود، واقعیت بود یا مجاز، نمی دانم. تمام شد!
+ پیاده روی های این یکی دو روز هم نتوانستند آنگونه که باید گره از بغض گلو باز کنند.
+ یه دشت یا یه کوه! و یه فریاد با تمام قوا ...
+ چقدر دلم کتاب خوندن می خواد از نوع غیر درسی...
+ گاهی وقت ها به این فکر می کنم که باید باید، یا باید که نباید؟!
+ چقدر دلم هوس نوشتن کرده است. دقیقا" مثل آن روزهایی که تقریبا" هر روز یک پست میزدم.
+ نیازی به بازگو کردن نیست!
+ و می دانم که می دانی و شاید میدانی که می دانم (ضمیر مستتر "تو" معلوم الهویه برای من و مجهول الهویه برای شما)...
+ تنها زمان است نشانگر پاسخ به این سوال،(؟)
سوالش ناگفتنی ست.
+ کاش...
هر چند که با گفتن کاش مخالفم اما این بار واقعا" دلم می خواهد بگویم کاش ... کمی از این کاش بر میگردد به همان سوال ناگفتنی!
+ چقدر تکرار در پس این روزها نهفته است.
+ حس ها هم این روزها با ما سر قایم باشک بازی دارند. پیدایشان که می کنم به روی خودم نمی آورم!!!
+ بعضی حرف ها برای دل اند، نمی توان گفتشان!
+ امشب نیز یک یوزارسیف دیگر هم به پایان می رسد.
+ خوشا به حال آن هایی که بلیط جشنواره ی فیلم فجر را دارند. من هم دلم می خواهد.
+ باز هم همه ی حرف ها را ننوشتم، میشود گفت شرحی که باید داده میشد نوشته نشد.
+ چه پستی نوشته ام، چند نفر حرف هایم را خواهند فهمید؟ گمانم هیچ کدام گزینه ی صحیح است! چه خوب میشد یکی میان این همه حرف ، حرف اصلی را پیدا می کرد. یعنی می شود؟!
نوشتن پست، 15 دقیقه طول کشید!...