تبليغاتX
بشـارت هـای زنــــدگی
الهی دل دریاییم را دریاب که این دل بی تو مردابی بیش نیست!

+ اين روزها يكي از تفريحاي ثابتم شده فيلم ديدن. بين همه ي فيلم هاي ايراني اي كه تو اين 4 ، 5 روز اخير ديدم  ، دل شكسته با بازي شهاب حسيني و بيتا بادران و همچنين فيلم محيا با بازي شهاب حسيني و الهام حميدي به دلم نشست.

دل شكسته نشان از افراط و تفريط دارد و چگونگي جمع افراط و تفريط كه مي شود تعادل. در كل فيلمنامه ي خوبي داشت .

محيا هم نوعي خودشناسي را در درونش دارد و آدمي لحظاتي را مي تواند با خودش تنها باشد. تامل لازم الوجود برخي ديالوگ هاي فيلم مي باشد.

هر دوي اين فيلم ها درون مايه اي از احساس و عاطفه دارند كه بر اساس آن داستان فيلم رقم مي خورد ،اما به گونه اي داستان فيلم روايت شده كه شايد كمتر به اين نحو در فيلم هاي فارسي ديده ايم.

اكيدا" ديدن اين دو فيلم توصيه مي شود!

حس پنهان با بازي فروتن و مهتاب كرامتي،ديگر فيلم اين روزها بود كه ديده شد. بازي روان حامد بهداد در اين فيلم قابل توجه بود، روي هم رفته فيلمي ست كه مي توان پيشنهاد كرد آن را براي ديدن.

كنعان ،‌فيلمي بود كه دوست داشتم در سينما آن را ببينم و مسير نشده بود، هر چند اكنون پشيمان نيستم. به نظرم آنقدر كه از آن تعريف مي كردند،‌تعريفي نبود. شايد هم من نتوانستم با نقش ها ارتباط برقرار كنم. البته فيلم به نوعي بود كه خيال پردازي ببينده را به دنيال داشت ، كشف روابطي كه چندان هم پيچيده نبود.با نقش ترانه ي علي دوستي به هيچ وجه نتوانستم ارتباط برقرار كنم. لحظاتي از بازي بهرام رادان را در اين فيلم دوست داشتم.

+ براي چند روز دلم يه استراحت مي خواد! لا اقل تا اول خرداد. :)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ن . ا  | 

از آن جايي كه يكي از دوستان بلاد عرب رفته به توصيه دوست ديگري در پي يافتن نوشيدني خنكي برآمدند و آن نوشیدنی را پيدا كردند و نوشيده بودند و ايضا" اعلام كردند كه بسي خوشمزه مي باشد،‌اينجانب را به صرافت انداخت كه ببينيم اين نوشيدني خوشمزه در وطن نيز يافت مي شود يا خير؟!

همين طور كه كلاسمان تمام شده بود و داشتيم سلانه سلانه به سمت ايستگاه تاكسي قدم بر مي داشتيم ،‌ ويترين يخچال سوپر ماركتي همان حوالي توجهمان را به خودش جلب نمود.

وارد مغازه گشتيم،‌تني چند از همشهريان محترم و محترمه مشغول خريدن مايحتاج ضروري زندگيشان بودند. بنده نيز در كمال خونسردي به فروشنده عرض كردم: " آقا، آيس تي دارين؟" و ايشان در جواب فرمودند:" بلي" گفتم :" لطفا"‌ليمويي اش را بدهيد ". در اين زمان يكهو ديدم عزيزان همشهري كه در مغازه بودند مات و مبهوت اينجانب را مي نگرند،‌و منتظرند ببينند آيس تي ديگر چيست؟

فروشنده بعد از تحويل اين نوشيدني به اينجانب و دريافت اندكي پول ناقابل، پاسخگوي سوال مشتريان در زمينه ي آيس تي شد! و بعضی از مشتریان خواستار خرید آيس تي شدند.

خلاصه كه فروشنده ي آن مغازه سود سرشاري را از فروش آيس تي در آن روز و آن ساعت و آن دقيقه نصيب خود گرداند كه حلالش باشد.

در ضمن طي تحقيقات ميداني اينجانب در ويترين يخچال آن مغازه، اقلام خوراكي بسيار خوشمزه ي ديگري نيز مشاهده شد كه ان شالله در دفعات بعدي مراجعه به اين سوپرماركت آن ها را خريداري بنمايم .

بدين وسيله خواستم از بانيان اين خرید كه سبب افزايش سود سوپر ماركت نامبرده و آشنايي اينجانب با چنين نوشيدني گوارايي شدند كمال تشكر را داشته باشم.

و من الله التوفيق!

+ روي قوطي اين نوشيدني گوارا نوشته بود" بدون غاز " كه بسي موجبات انبساط خاطر اينجانب را به بار آورد. آخر اين ها چگونه مي خواستند غاز به آن بزرگي را در اين قوطي كوچك زنداني كنند

ن.ا نوشت:‌ 

ن.ا نوشت: چرا اینطوری نگاه می کنی ؟ خب تو قبلا"‌خورده بودي ، من نخورده بودم تا حالا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ن . ا  | 

اي بس كه نباشيم و جهان خواهد بود

ني نام ز ما و ني نشان خواهد بود

زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل

زين پس چو نباشيم همان خواهد بود...

+ :)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ن . ا  | 

فردا امتحان دارم اما دريغ از يه ذره استرس؛

فك كنم يه ذره استرس نيازه،‌ قد يه اپسيلون،چون همين يه سر سوزن استرس باعث ميشه آدم يه نگاه ديگه رو درسا بندازه، اما دريغ از يه ذره استرس ناقابل !

+ خدا بخير بگذرونه! :)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ن . ا  | 

امشب، پست هاي چند ماه قبل( شايد يك سال قبل ) را يك نگاه انداختم، بعضي هايشان را خواندم، بيشتر آن هايي را خواندم كه خاطره اي عميق تر در ذهنم از خودشان باقي گذاره بودند ،شايد همين خواندن نوشته هاي قبليم مانع گذاشتن آن پستي شد كه قرار بود به جاي اين پست گذارده شود.

زوج نوشت:

+ مي داني گاهي حس مي كنم رفتارت تغيير يافته است،‌ اما باز به خود مي گويم "ن.ا" اشتباه مي كني. راستش دوست دارم اشتباه كرده باشم در مورد نوع برخوردهايت :)

+++ هر چه مي آيم به دو هفته ي ديگر و پايان انتظار فكر نكنم، نمي شود كه نمي شود، گاهي واقعا" مثل يك خوره مغزم را مي خورد... لا اقل وقت تفريح اينگونه نيست. باز جاي شكرش باقيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ن . ا  | 

بـــــــــــــــله! تا من باشم فك نكنم غذاهايي كه تو تي وي نشون ميده قابل خوردنه!

چند روز پيشا شبكه ي پنج يه غذايي انگيليسي رو نشون داد( ما فارس ها هم شبيه ش رو مي خوريم والا،‌حالا اين گفت مال انگيلسه،‌ما هم ميگم انگليسي بود ) كه با ژامبون گوشت و پنير پيتزا بود و نون تست! البته نون تست رو توي يه مايعي از تخم مرغ،‌شير، جعفري و نعناي خورد شده و پودر سير غلت داد و توي كره سرخ كرد.

منم خب ديدم مواد اوليه اش هيچ چيزي توش نداره كه من دوست نداشته باشم، كمر به قتل خورشيد بستيم و گفتيم واسه تنوع بيايم اين غذا رو درست كنيم.

ماهي تابه ي محترم رو روي گاز قرار داديم و 100 گرم كره اي كه جناب آشپز دستور داده بودن رو هم آب كرديم و يه لايه كالباس و پنيرم گذاشتيم روي نون تست و دوباره نون تست و خلاصه... توي اون مايع غلتانديم و گذاشتيم درون تابه.

چند ثانيه اي بيش نگذشته بود كه يهو ديدم دِ بيا! 100 گرم كره پس كو؟

مغزمان فرمان داد همشون جذب نون تست شدن.

خلاصه كه ادامه ندادم آشپزي رو و بي خيال اين غذا شدم.

چرا بي خيال شدم؟!

آخه شما حساب كن هر نون به طول و عرض 10*10 ، 100 گرم كره مي خواست، بعد من مثلا" چهار ، پنج تا قطعه از اين ساندويچ ها كم ِكم بايد مي خوردم تا سير بشم اونوقت چي ميشد؟ نيم كيلو كره ي ناقابل در طي يه وعده ي غذايي 15 تا 20 دقيقه اي به بدن تزريق ميشد .

احتمالا" بعدشم سكته اي چيزي...

ن.ا نوشت: اين چه غذاهاي ناسالمي هست كه آموزش ميدن اينا؟!

+ اسم غذا "ساندويچ سرخ شده" بود.

++ اين پست براي تغيير جو نوشته شده است!

+++ جواب پست قبلي هم "? =پست هاي ثبت موقت شده بود" ،‌هر چند كه بعضي ها فهميده بودن :)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ن . ا  | 

? = سكوت × 271 – 278

+ ش! گوش كن،‌ شايد صداي حرف هايشان را بشنوي. :)

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ن . ا  | 

دوست دارم...

ولي...

شايد...

+ مي بيني خدا؟! همه چيز در دستان توست :)


+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ن . ا  |